الشيخ أبو الفتوح الرازي

117

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و چون بينند آنان را كه گرويده‌اند ، گويند ما گرويديم و چون تنها شوند با ديفشان ( 1 ) خود ، گويند ما با شماييم ، ما فسوس مىداشتيم . خداى فسوس دارد به ايشان و رها كند ايشان را در گمراهى خود ( 2 ) تا سر در نهند . ايشان آناناند كه بخريدند گمراهى به ره راست ، سود ندارد بازرگانى ( 3 ) ايشان و نبودند راه يافتگان ( 4 ) . [ 25 - ر ] مانند ايشان چو ( 5 ) مانند آن كسى است كه بر افروزد آتش را چون روشن كند ( 6 ) آنچه پيرامن او باشد ببرد خداى روشنايى ايشان و رها كند ايشان را در تاريكيهايى كه نمىديدند ( 7 ) چيزى . كرانند ، گنگانند ( 8 ) كورانند ايشان باز نيايند . يا چو بارانى از آسمان در او تاريكيها باشد و رعد و برق ، مىكنند انگشتهاشان در گوشهاشان از سختى بانگ ( 9 ) رعد ترس مرگ [ را ] ( 10 ) و خداى تواناست بر ناگرويدگان ( 11 ) .

--> ( 1 ) . كذا : در اساس ، مج ، دب ، وز : ديوان ، آج ، لب ، ديقان ، فق : رفيقان . ( 2 ) . در اساس ترجمهء اصلى محو شده و با خطى ديگر به صورت : « در كفر و ضلالت و جهالتشان » ترجمه كرده ، متن بر اساس مج تصحيح شد . ( 3 ) . آج ، لب ، فق : بازارگانى . ( 4 ) . در اساس ترجمهء اصلى محو شده و با خطى ديگر به صورت « هدايت يابندگان » ترجمه شده ، متن بر اساس نسخهء مج ، تصحيح شد . ( 5 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق : چون . ( 6 ) . اساس : روشن شود ، به قياس با نسخه مج تصحيح شد . ( 7 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، وز : كه نبينند . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق : كراند و گنگند . ( 9 ) . اساس : تاريك ، به قياس با نسخه مج تصحيح شد . ( 10 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 11 ) . دب : ناگروندگان .